آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان کرم شب تاب و آدرس www.kermshabtab.loxblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
آمار وب سایت:
بازدید امروز : 17 بازدید دیروز : 1 بازدید هفته : 19 بازدید ماه : 19 بازدید کل : 30798 تعداد مطالب : 134 تعداد نظرات : 56 تعداد آنلاین : 1
روزی یک مرد ثزوتمند:پسر کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در انجا زندگی
می کنندچقدر فقیر هستند.
ان دو یک شبانه روز درخانه محقر یک روستایی مهمان بودند.در راه بازگشت ودر پایان سفر"مرد
از پسرش پرسید:نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:
عای بود پدر!پدر پرسید: ایا به زندگی انها توجه کردی؟پسر پاسخ داد:بله پدر!وپدر پرسید :چه
چیزی از این سفر یادگرفتی؟پسر کمی اندیشیدوبعد به ارامی گفت:فهمیدم که مادر خانه یک
سگ داریم وانها چهارتا.ما در حیاطمان یک فواره داریم وانها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.
مادر حیاطمان فانوس های تزئینی داریم وانها ستارگان را دارند.
حیاط ما به دیوار هایش محدود می شود اما باغ انها بی انتهاست!با شنیدن حرفهای پسر"زبان
مرد بندامده بود.بعد پسر بچه اضافه کرد:متشکرم پدر"تو به من نشان دادی
که ما چقدر فقیر هستیم........
کد را وارد نمایید:
عضو شوید
عضویت سریع